تا اطلاع ثانوی در این وبلاگ دیگه مطلب نمیزارم....
نظر خواهی رو هم غیر فعال میکنم.....
اگه دوستی باهام کاری داشت خودش میدونه که کجا میتونه باهام ارتباط برقرار کنه در غیر این صورت نیازی به برقراری ارتباط با شخصی نیست....
شاید دیگه اینجا چیزی ننویسم و برم یه خونه ی دیگه و اسباب کشی کنم شاید هم آدرس بدم شایدم ندم هنوز تصمیم نگرفتم....
خلاصه اینکه لطفا هر کسی که این مطلب رو میخونه منو حلال کنه....در آینده ای سفری باید برم و چون دیگه احتمالا مطلبی اینجا نمیزارم پس تو همین پست از همه حلالیت میطلبم لطفا حلالم کنید.....
برام دعا کنید که سخت محتاجم.....
حرف آخر:هنوز لحظه های طلایی میگذرند و هنوز عطر خوش تو در هوای کوی یار من درخشان است هنوز بادها میوزند و قاصدک ها پریشانند...پریشانند تا روزی که تو بیایی و چشمانشان را در زیر خاک پای تو بگذارند...پس بیا که آمدنت زیباترین لحظه ی عمر من است بیا و به من خیره شو....به چشمانم خیره شو ....میخواهم که از راز چشمانت چنان مست شوم که جهان را به لرزه در آورم و شور و عشق و مستی را به جریان اندازم....بیا که جانم تازه خواهد شد با آمدنت و قلبم سرخ خواهد شد از آتش نگاهت...نگاهی که گرچه عشق و غم را در خود جای داده ولی رازی را در سینه ی خود نهفته دارد که سخن از عشق میگویید و از عشق میبویید و از عشق ...و از عشق.....و از عشق.....................
سخنانم تهی است ولی سرشار از معرفت است از معرفت بوی تو نگاهم سرد است ولی سینه ای گرم دارد از گرمای وجود تو دستانم لرزان است ولی در لرزش خود آرامشی را دارد که همچون نگاه توست......و آن جام شرابی که به حق خداوند روزی دنیا را سیراب و مست الی الحق میکند.....
فقط بیا ای عشق زیبای من....ای نور دیده ی .......بیا که .........ای عشق زیبایم..........
طوطی سر خط.
